بارها گفتیم ونوشتیم نه گوش شنوایی بود نه چشم بینایی نه قلم همراهی ،انگار همه خودرا بخواب زده ودرانتظار برآورده شدن رویاهای شبانه بودند ولی دریغ که خواب رفته را میتوان بیدار کرده و بخواب زده را نه .

روزی روزگاری رشته ورزشی داشتیم بنام هندبال که افتخار ورزشمان بود باعث تیترشدن نام شهرمان آنزمانها نه به طرفداران تراکتورسازی پرشورها میگفتندو به سرخهای تهرانی زلزله بلکه این ما کازرونیها بودیم که پرشور بودیم ساعتها روی سکوهای داغ یا یخ زده زمین آسفالت یک نفس شیرن کازرون را فریاد میزدیم بله آقایان اون روزها ما پر شورها بودیم و زلزله بتن مرکز نشینها و خراسانیها و اصفهانیها میزدیم.

حق خودرا محترم بحساب نیاوردیم کوته فکران را صاحب جاه ومقام کردیم تا نه تنها هندبال بلکه کل ورزشمان را به بیراه ببرند،دلخوش به چهارتا به به وچه چه کردیم تا نردبان ترقی کوتوله ها شویم هرروز بدتر از دیروز شدیم وکار بجایی رسید که دیگر هندبالی نداریم همانطوریکه فوتبال و بسکتبال و والیبال نداریم،در این میان نباید از بی تفاوتی وبی اعتنایی بزرگان هندبال چشم پوشی کنیم تقصیر این عزیزان هم کمتر از مسئولان نبوده ،جنگهای حیدری- نعمتی ومن من کردنها درکنار بی خیالها دست بدست هم داد تا کار هندبالمان به این روز برسد.

وقتی چهارتا پیشکسوت هندبالمان دریک قاب عکس جا نمیگیرند باید کار بدست کسانی بیفتد که حتی نمیدانند هیت هندبال کازرون مکانش کجاست .

در حد توان خود بارها طی مقالاتی مصائب هندبال را گوشزد نمودیم ولی دریغ از حتی یک حمایت خشک وخالی ،مقالاتی که در نشریه های خارج از شهر وکشورمان منعکس شد وبارها تاییدیه گرفت وچاپ شد ولی دریغ از اینکه مسئولی آنرا مورد عنایت قراردهد.

دلخوشیمان به تغییرات مدیریتی در راس سازمان ورزش وجوانان بود تا شاید این بارکج رفته را به مسیر برگرداند ولی دریغ که اینهم عبث بی حاصل بود وبا وجود اینکه چندین ماه از این تودیع ومعارفه گذشت همچنین هندبالمان بمانند سایر رشته های دیگر به منوال سابق است.همه روسا هیتها دم از بی بودجه ایی زدند ورییس بزرگ نیز با آنها همراه شد و دریغ از یک برنامه اصولی یا یک راهکار ،یکی شرکت درمراسمها ملی مذهبی هیت خودرا برخ کشید ودیگری از نداشتن محل تمرین و مسابقه ولی هیچکدام با وجود این مشکلات جرات انصراف وترک صندلی را بخود ندادندوجالب اینک همه چشم امیدشان به جذب اسپانسر بودودراین میان ما سردرگم وگیج ومبهوت که چه شد آن روزهای پرشکوه ورزش کازرون ...

کازرون عزیزما درخیلی موارد نه در ایران بلکه شاید درجهان میتواند استثناء باشد شهری که سالهاست با همه سابقه تاریخی در بن بست گرفتارشده واز حداقلها محروم خودساخته شده دارای سه نشریه هفتگی بنامهای بیشاپور،سلمان ؛شهرسبز و یک روزنامه با نام طلوع است که نزدیک به بیست سا ل از اولین شماره آن میگذردودرکنار آنها چندین سایت در فضای مجازی ولی هیچکدامشان دلسوزانه به مشکلات ورزش نپرداختند تا آنها هم در کنار مسئولان وپیشکسوتان سهم بزرگی در نابودی این کشتی عنقرب به گل نشسته داشته  باشند.

این دوستان همانطورکه نگران شکسته شدن شاخ وبرگ درختان ورفت وآمد این رییس و آن یکی و نماینده شدن حزب رقیب و رفیق و تونل وجاده و...بودند باید خیلی جدی تر و محکمتر به مقوله ورزش هم توجه میکردندونه تنها بفکر پر کردن صفحات خود با هر خبری وهر تعریف وتمجیدی از این وآن بودند.در این سالها آنقدر ستونهای خودرا از صعود گروههای کوهنوردی نوشتندکه بی گمان مطبوعات کشور نپال از صعود به قله هیمالیا ننوشتند.هر مسابقه ایی برگزارشد آنرا مدیون فلان رییس و بهمان نماینده و فرماندار درج کردند بطوریکه اگر مطلبی را بدون این تعاریف چاپ میکردند شک برامان میداشت که نکند این دوره بازیها در سطح محلات بوده است.

ودر آخر روی قلممان به همه دوستان مطبوعاتی از مجازی تا غیر مجازی ،مسئولان ومقامات دولتی ،بزرگان وپیشکسوتان اینست که تا دیر نشده بفکر ورزش کازرون باشید تا درآینده با وجدان آسوده از گذشته خود یاد کنید. 

اولین تیم تاریخ هندبال کازرون - سال 1349   

 

واینهم آخرین تیم هندبال کازرون - سال 1391 لیگ برتر کشور  

 

تیمی که  از همت مسئولین وحمایتهای دوستان، دیگر وجود خارجی ندارد واکثر بازیکنانش راهی تیمهای دیگر شدند . 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم آذر 1393ساعت 21:55  توسط محمد | 
عزیز ابراهیم پور    

بازیکن سابق تیمهای جوان -سپاه- استقلال و ابومسلم کازرون 

وعضو تیم منتخب کازرون در سالهای 60تا 62 -قهرمان دو صحرانوردی کازرون 

عزیز ابراهیم پور به مانند خیلی از فوتبالیستها وورزشکاران از سوی طرفداران به عزیز شاه فنر معرف شده بود حرکات تکنیکی ناب قدرت بدنی بالا وهوش سرشار وخلاق او باعث شده بود تا تماشاگران اورا عزیز شاه فنر بنامند. 

عزیز کوه انگیزه وانرژی مثبت برای یارانش بود وی در اوج جوانی به علت مهاجرت وهمچنین انحلال تیم استقلال (ابومسلم) فوتبال را رها کرد تا چشم دوستداران فوتبال از هنرنمایی او با توپ محروم شود.  

 

ایستاده از راست:مسعود صادقی - حمید فروغی- علی بسیجه-عزیز ابراهیم پور-؟-سهراب فرهادیان و عباس کشتکار 

نشسته از راست:مسعود رجبیان - سردار احمدی-خورشید احمدی-ابراهیم احدی ومصطفی توان

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم آذر 1393ساعت 0:39  توسط محمد | 

زندگی کوزه آبی خنک وشیرین است

آب این کوزه گهی تلخ . گهی شور وگهی شیرین است ..

... 

آنگار این فصل پاییز قصد دست کشیدن از عزیزان وخاطره سازان ما را ندارد.

با کمال تاسف خبردار شدیم که امروز (دوشنبه دهم آذرماه) سیدکاظم طباطبایی پیشکسوت بسکتبال کازرون وفارس دارفانی را وداع گفته است.

فردا سه شنبه 11 آذرماه پیکر این عزیز سفر کرده از پلیس راه قدیم بطرف کازرون تشیع میشود تا ساعت 10صبح در سیدمحمدنوربخش بخاک سپرده شود.

مراسم یابود آن عزیز در مسجدامامزاده واقع در خیابان حضرتی ساعت 2 الی 4 فردا برگزار خواهد شد.

جامه پیشکسوتان ورزش کازرون درگذشت کاظم طباطبایی که از بزرگان بسکتبال فارس بوده را بخانواده محترم طباطبایی تسلیت عرض مینماید.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آذر 1393ساعت 19:15  توسط محمد | 

هوای بارونی و صدای شرشر آب تلنگر بود به ذهن خسته وکم رمق اینروزهایم....از خیابان حضرتی بطرف دادگستری درحرکت بودم که با آبگرفتگی وحشتناکی روبرو شدم چند دقیقه توقف باعث شد تمام خاطرات گذشته با داداشام وبچه محلها زنده بشه...

کتابفروشی آزادی:

درست روبرو کوچه امامزاده یاد کیهان ورزشی و دنیای ورزش دردهه 60 را تداعی کردیک لحظه آق ممدحسن را دیدم که درحال آویزان کردن روزنامه اطلاعاته وزیر اون درخت با اون گلهای چسبناک حسین آقا در کشیدن سیگار وحل جدول بود.

کمی پایین تر به کوچه خودمون که رسیدم بغضم ترکید وزار زدم آخه حبیب سرکوچه نشسته بود درست زیر تیرچراغ برق کاظم وقاسم کنار مغازه آمم خلیل درحال ناخنک زدن به تخمه بودن و کاکوی گلم اونرا زیر چشمی میپایید اونطرف خیابون جلو مغازه شادمان وحاج آردی ،اصغر داشت بساط گل کوچیک رامینداخت از اینجاش دیگه خیلی حالم گرفته شد وبا بازشدن راه رفتم بطرف قدس شمالی درست سر چهارراه صدای حمید خسروی بگوشم میرسد که دادمیزد پیپسی خنک هم داریما بهداشت حالا در محاصره مغازه هایی قرار گرفته که اداره محترم اوقاف از پیاده رو زد وآنرا فروخت تا اون قسمت خیابون بدون پیاده رو باشد.

مدرسه داریوش:

بچه محله چهابی باشی و از این مدرسه خاطره نداشته باشی نوبره مدرسه ایی به قدمت چهل واندی سال با کوله باری خاطره که همش شیرین بوده ودل چسب با اون دیوارهای آجری قرمز وزرد با اون حیاط بزرگ با اون باغچه واون نرده های اطرافش زمین هندبال با اون دوتیر دروازه که بهترین ورزشگاههای ایران وجهان از آن محروم هستند .

از اینجا به بعد یاری رفتن نبود صدای توپ که به دیوار میخورد یا وقتی به محافظ پنچره کلاسها ،صدای آبشارهای پرویز و خداداد شوتهای توپخونه وارغلامحسین ابراهیم پور  از پشت دیوار مدرسه تکنیک ناب ومنحصربفرد رحیم برزگر را بخوبی میدیم یک لحظه احساس کردم توپ رفت رو پشت بوم آزمایشگاه چند لحظه بعد کاظم را دیدم که از دیوار راست رفت بالا وتوپ را شوتش کرد وسط حیاط لبه دیوارها پراز بچه های قد ونیم قد بود که نگاه میکردن هنر فوتبالیستهای تیم استقلال اصغر حاتمی ،سعید نقیبی،حمید فروغی ،شاپور مکاریان،اصغرپرمور ،قاسم اندام،حمیدرنگین کمان ،عباس راسخ همه بودن صدای خنده بچه آرامشی عجیب بهم میداد یاد روزی افتادم که با تیم کوچه مون تو این زمین قهرمان شدیم یه توپ فوتبال از این مثلثها جایزه مون بود من دروازه بان تیم بودم ولی درروز فینال رفیق اصغر رو گذاشتن تو دروازه نیمه اول سه تا گل خورد ولی بین دونیمه تعویضش کردن من با اینک قهرکرده بودم را راضی به بازی کردن نیمه دوم کاظم شده بود ستاره سه تا زد ودوتا پنالتی گرفت وبرای روحیه من پنالتی را دادن من بزنم هردوتا را گل کردم وگل ششم را حبیب خدابیامرز زد .

صدای زنگ تلفن پاره کرد رشته خاطرات شیرینم را حال کی بود وچه شد خودش سوهان روحی بوده وخواهدبود.

این قاب زیبا تقدیم به همه بچه های محله چهابی وبچه های مدرسه داریوش که معدن استعداد در ورزش ودرس بود  

بازیکنان دوتیم تاج وپاس کازرون در یک روز تمرینی (زمین تمرین مشترک بوده) دوتیمی که دارای یک ریشه (مکتب تاج) واز لحاظ افتخار واخلاق رکورد دار در فوتبال کازرون 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم آذر 1393ساعت 0:3  توسط محمد | 

هوای بارونی و صدای شرشر آب تلنگر بود به ذهن خسته وکم رمق اینروزهایم....از خیابان حضرتی بطرف دادگستری درحرکت بودم که با آبگرفتگی وحشتناکی روبرو شدم چند دقیقه توقف باعث شد تمام خاطرات گذشته با داداشام وبچه محلها زنده بشه...

کتابفروشی آزادی:

درست روبرو کوچه امامزاده یاد کیهان ورزشی و دنیای ورزش دردهه 60 را تداعی کردیک لحظه آق ممدحسن را دیدم که درحال آویزان کردن روزنامه اطلاعاته وزیر اون درخت با اون گلهای چسبناک حسین آقا در کشیدن سیگار وحل جدول بود.

کمی پایین تر به کوچه خودمون که رسیدم بغضم ترکید وزار زدم آخه حبیب سرکوچه نشسته بود درست زیر تیرچراغ برق کاظم وقاسم کنار مغازه آمم خلیل درحال ناخنک زدن به تخمه بودن و کاکوی گلم اونرا زیر چشمی میپایید اونطرف خیابون جلو مغازه شادمان وحاج آردی ،اصغر داشت بساط گل کوچیک رامینداخت از اینجاش دیگه خیلی حالم گرفته شد وبا بازشدن راه رفتم بطرف قدس شمالی درست سر چهارراه صدای حمید خسروی بگوشم میرسد که دادمیزد پیپسی خنک هم داریما بهداشت حالا در محاصره مغازه هایی قرار گرفته که اداره محترم اوقاف از پیاده رو زد وآنرا فروخت تا اون قسمت خیابون بدون پیاده رو باشد.

مدرسه داریوش:

بچه محله چهابی باشی و از این مدرسه خاطره نداشته باشی نوبره مدرسه ایی به قدمت چهل واندی سال با کوله باری خاطره که همش شیرین بوده ودل چسب با اون دیوارهای آجری قرمز وزرد با اون حیاط بزرگ با اون باغچه واون نرده های اطرافش زمین هندبال با اون دوتیر دروازه که بهترین ورزشگاههای ایران وجهان از آن محروم هستند .

از اینجا به بعد یاری رفتن نبود صدای توپ که به دیوار میخورد یا وقتی به محافظ پنچره کلاسها ،صدای آبشارهای پرویز و خداداد شوتهای توپخونه وارغلامحسین ابراهیم پور  از پشت دیوار مدرسه تکنیک ناب ومنحصربفرد رحیم برزگر را بخوبی میدیم یک لحظه احساس کردم توپ رفت رو پشت بوم آزمایشگاه چند لحظه بعد کاظم را دیدم که از دیوار راست رفت بالا وتوپ را شوتش کرد وسط حیاط لبه دیوارها پراز بچه های قد ونیم قد بود که نگاه میکردن هنر فوتبالیستهای تیم استقلال اصغر حاتمی ،سعید نقیبی،حمید فروغی ،شاپور مکاریان،اصغرپرمور ،قاسم اندام،حمیدرنگین کمان ،عباس راسخ همه بودن صدای خنده بچه آرامشی عجیب بهم میداد یاد روزی افتادم که با تیم کوچه مون تو این زمین قهرمان شدیم یه توپ فوتبال از این مثلثها جایزه مون بود من دروازه بان تیم بودم ولی درروز فینال رفیق اصغر رو گذاشتن تو دروازه نیمه اول سه تا گل خورد ولی بین دونیمه تعویضش کردن من با اینک قهرکرده بودم را راضی به بازی کردن نیمه دوم کاظم شده بود ستاره سه تا زد ودوتا پنالتی گرفت وبرای روحیه من پنالتی را دادن من بزنم هردوتا را گل کردم وگل ششم را حبیب خدابیامرز زد .

صدای زنگ تلفن پاره کرد رشته خاطرات شیرینم را حال کی بود وچه شد خودش سوهان روحی بوده وخواهدبود.

این قاب زیبا تقدیم به همه بچه های محله چهابی وبچه های مدرسه داریوش که معدن استعداد در ورزش ودرس بود  

بازیکنان دوتیم تاج وپاس کازرون در یک روز تمرینی (زمین تمرین مشترک بوده) دوتیمی که دارای یک ریشه (مکتب تاج) واز لحاظ افتخار واخلاق رکورد دار در فوتبال کازرون 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم آذر 1393ساعت 0:2  توسط محمد | 
 

من که از پژمردن یک شاخه گل

از نگاه ساکت یک کودک بیمار

از فغان یک قناری در قفس

از غم یک مرد در زنجیر

حتی قاتلی بر دار

اشک در چشمان و بغضم در گلوست

وندرین ایام زهرم در پیاله زهر مارم در سبوست

مرگ او را از کجا باور کنم؟

تیم رویاییمون دروازه بان نداره
تیم رویاییمون گوش چپ نداره

تیم رویاییمون سرطلایی نداره  

تن نحيف غلامحسين مظلومي بيماري دردناک سرطان را تاب نياورد تا اين گلزن تاريخي فوتبال ايران در سن 65 سالگي دنيا را ترک کند.

 

شکارچی لحظه ها درچنگال سرطان

زمین زر خیزآبادان علاوه بر طلای سیاه ،جواهرات گرانبهای دیگررا دردل خود پروارنیده بود که یکی از این زمردها کسی نبودمگر

جوانی بلندبالا با موهای مجعد وفرفری که برای اولین بار رایکوف اورا به اردوی تیم ملی جوانان وسپس به باشگاه تاج تهران بردتاشکارچی لحظه ها لفب بگیرد. 

غلامحسین مظلومی تنگستانی

متولد:1328 آبادان

عضوباشگاههای تاج آبادان- تاج تهران – شهباز- الوصل امارات- نیرومند(پیام) تهران

افتخارات ورزشی: ·  قهرمانی ۳ دوره جام میلز هندوستان با تیم استقلال

·  اقای گلی جام میلز هندوستان با 26 گل

·  بهترین گلزن ۳ دوره از جام تخت جمشید

·  بهترین گلزن باشگاه‌های آسیا با ۹ گل زده

·  بهترین بازیکن اسیا در سال ۱۹۷۴ در مسابقات المپیک آسیایی تهران

·  آقای گلی در المپیک آسیایی تهران با ۵ گل

·  ۲ دوره قهرمانی و کسب مدالهای طلا در جام ملتهای آسیا همراه با تیم ملی ایران

·  قهرمانی وکسب مدال طلا با تیم ملی در المپیک آسیایی تهران

·  یک دوره قهرمان جام قهرمانان باشگاه های اسیا با تیم استقلال(تاج سابق)

·  زننده تنها گل تیم ملی ایران به تیم ملی کوبا در المپیک مونترال کانادا ۱۹۷۶

·  حضور در ۲ دوره مقدماتی جام جهانی ۱۹۷۴ آلمان غربی و ۱۹۷۸ آرژانتین

·  بالاترین میانگین گل ملی ایران با به ثمر رساندن 0/77 گل در هر بازی

·  بهترین گل زن تاریخ لیگ تخت جمشید با 65 گل

·  2 دوره اقای گلی مسابقات جوانان اسیا

·  بهترین گل زن باشگاه استقلال در شهراورد تهران با 5 گل (همراه با علی جباری)

·  اقای گل جام ملت های اسیا

وقتی دراواخر دهه 40 رایکوف بزرگ سرمربی تیم ملی جوانان ایران شده تا فوتبال ایران را سروسامانی بدهدنامه ایی از یک جوان شهرستانی دریافت کرد خیلی ساده وصمیمانه خودرا لایق پوشیدن پیراهن تیم ملی کرده بود وهمین اعتمادبنفس رایکوف را مجاب کرد تا با ارسال یک بلیط یکسره اورا از آبادان به تهران فرابخواند.

درخشش او باعث شد تا پیراهن تیم ملی وسپس تاج را صاحب شود. وی به همراه تیم ملی جوانان در بازی‌های ۱۹۶۹ تایلند لقب آقای گلی را با به ثمر رساندن ۶ گل به خود اختصاص داد و همچنین دو سال بعد بار دیگر در بازی‌های جوانان آسیا این بار در فیلیپین با زدن ۵ گل عنوان آقای گلی را به دست آورد . در بازی های آسیایی تهران بازدن ۵ گل لقب بهترین مهاجم آسیا در سال ۱۹۷۴ را به دست آورد. وی در المپیک مونترال کانادا به همراه تیم ملی فوتبال ایران حضور داشت و تنها گل ایران در مقابل تیم ملی فوتبال کوبا را به ثمر رساند.او در تیم ملی با زدن ۳۷ گل در ۴۸ بازی برای سالهای متمادی عنوان بهترین گلزن رده ملی را در اختیار داشت. وی در سال ۱۳۴۷ و زمانی که در حال گذراندن دوران تحصیلی بود به تیم تاج پیوست و مجموعاً ۹ سال برای تاج بازی کرد و در سال ۱۹۷۱ در حالیکه تاج اولین قهرمانی در جام باشگاه‌های آسیا را کسب کرد او با زدن ۵ گل بهترین گلزن مسابقات شد.

مظلومی در این مدت در تیم تاج و شهباز با به‌ثمر رساندن ۶۵ گل در جام تخت جمشید و جام باشگاه‌های ایران و سه دوره کسب عنوان گلزن برتر لیگ تخت جمشید (دوره اول ۱۵ گل دوره دوم ۱۰ گل و دوره چهارم ۱۹ گل) دارای یک رکورد است.

همچنین در سه دوره شرکت تاج در جام میلز با زدن ۲۶ گل آقای گل مسابقات میلز بود. در سال ۱۳۵۶ پس از جدایی از شهباز به الوصل امارت پیوست و با درخشش او الوصل قهرمان جام حذفی امارت شد و مظلومی با زدن ۹ گل بهترین گلزن مسابقات شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393ساعت 22:48  توسط محمد | 

محمد مایلی کهن در راه اوین

خبر کوتاه ولی بسی جانکاه

هردم از این باغ بری میرسد تازه تراز تازه تری میرسد 

حاجی مایلی چه بر سر ورزش وفوتبال ما آمد ؟ مگر در تربیت شاگردانت کوتاهی کرده بودی ؟ مگر تو سازنده نسل طلایی فوتبال ما نبودی مگر تیمی که تو ساخته بود هرچند بعداز اخراجت دل ملیون ها ایرانی را در هشتم آذر 76 شاد نکرده بود؟ مگر بعداز افتخارات تیم تو سروکله این آقایان در فوتبال هویدا نشده بود؟

ممدمایلی وقتی در دهلی نو در وسط زمین نماز خواندی قانون کجا بود؟ آیا اجرت را دادند آیا کسی حرمت آن نماز را نگه داشت؟ ممدمایلی نکنه حقی را ناحق کرده باشی وامروز گریبان را گرفته باشد؟ نکنه بخاطر اشکهای بعداز بازی تیمت این گونه تورا نادم معرفی کردند ودست بند بدستان زدند. 

ممداقا بازی شاهین -پرسپولیس سال 62 را بیاد داری ؟همان بازی که رای به محکومیت تیمی که درآن بازی میکردی دادی؟ آنروزفریاد وجدان بیدارت را با گوش جان شنیدیم.

آیا قانون آنروزهایی که تو وامثال تو در زمینهای خاکی وکوچه پس کوچه ها بدنبال افتخار برای وطنتان بودیدرا بیاد دارد؟ نه مسلما که نه قانون فقط بدنبال مجرم کردن یا نکردن اشخاص است. مایلی عزیز چه خوب بیاد داریم زمانیکه با قلدربازی مبارزه کردی ولی همین زردنویسان تورا به مسلخ بردندواگر آن باخت کذایی به امارات نبود (دیار دوستانه 3-1 بنفع امارات در سال 76) شاید خیلی زودتر از اینها قلدر منشان فراموش شده بودند.

ممدمایلی نگران نباش که زندان جای بزرگان بوده از یوسف پیامبر تا امامان معصوم واز آزادمردان تاریخ معاصر تابه امروز 

راستی مایلی جان در کدام بندحبس میکشی؟ بند متادون ودر کنار جوانان فریب خورده وبدام اعتیاد افتاده ؟ یا در کنار سارقان مسلح و غیر مسلح ؟ شایدم در کنار آدم ربا ها و قاچقچیان مواد؟ از حال روز محکومین ملی هم برایمان خبر بیاور از دربندیان مهریه وچک وسفته که تعدادشان هم کم نیست.

بوسه مارا پذیرا باش تا کمی تسلی خاطر منش وآقاییت باشد. ممدآقا بی گمان تاریخ نام تورا خواهد ستود که بجرم حق گویی واظهار نظر راهی زندان شدی ولی تن به مدح گردنکشان وقلدرصفتان ندادی درود به تو وبه شرفت وننگ  بر ورزشی که درآن حقیقت گویی را عاقبت حبس و محبس جواب است.

با اینک دیگر دستی برای نوشتن وقلمی برکف ندارم ولی امشب بیاد مظلومیت موسی بن جعفر در سیاه چالهای ظلم وستم وهمچنین همه دربندان در سراسر دنیا عزمم را جزم کرده وعهد خودرا یکبار دیگر شکستم تا هم دیداری باشد وهم عرض تشکری از دوستانیکه سه سال گذشته همراه ویاورم بودند از همه دوستان حلالیت طلبید وتا زمانیکه فضا مناسب فعالیت همچون حقیر مهیا نباشد همگی را به یزدان پاک میسپارم.

تمامی مطالبم را در گذشته وحال تقدیم به محمد مایلی کهن و تمامی زندانیان در ایران وجهان ...باشدکه روزی هیچ چشمی منتظر آزادی عزیزش نباشد.

به شب نشینی زندانیان برم حسرت

که نقل مجلسشان دانه های زنجیرست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آبان 1393ساعت 20:8  توسط محمد | 

درود:

درخبرها دیدیم وشنیدیم که بالاخره یادواره شهدای ورزشکارکازرون برگزارشد ومارابسی خوشحال نمود که سرانجام نوشتن ها وگفتن ها درباره شهدای عزیز برگزاری اولین یادواره شهدای کازرون شد.

وقتی در زمستان ۹۱ طرح موضوع شهدای ورزشکار را با حاج علی آقا اسدزاده مطرح نمودیم با استقبال ایشان مواجه شدیم وامیدوارانه مطالبی درباره ۱۲ نفر ازآن عزیزان نگاشته شد که از حسن اتفاق اولین مطلب درباره شهیدناصرشاملی بود.

ناصرشاملی یکی از مطرح ترین ورزشکارانی بود که در هشت سال دفاع مقدس به افتخار شهادت نایل شده بودند ولی آنطور که شایسته بود از این فوتبالیست نامدار فوتبال ایران هیچگاه نامی برده نمیشد تا اینکه این توفیق نصیب حقیر شد تا ناصر را بهتر برای نسل جوان بشناسنم واین از افتخارات دوران زندگیمان دانسته وخواهیم دانست.

یادواره شهدای ورزشکار کازرون با محوریت معرفی شهید ناصرشاملی شهید شاخص ورزش کشور برگزارشد وآرزوی مارا برآورده کرد که ای کاش خبردارشده بودیم تااین آرزو بسی شیرین تر وخاطره انگیز تر میشد....

چند قاب زیبا از آن شهید عزیز تقدیم به مادر شهید ( ننه ناصر) وهمه برپا کنندگان این یادواره ...

سه تفنگدار آبادان :از راست: شهید ناصرشاملی -حسین بهاریان- ذالفقار نظام آزادی

صنعت نفت آبادان درجام تخت جمشید -۱۳۵۴

شهید ناصرشاملی نفر دوم ایستاده از راست

هت تریک ناصر در تخت جمشید

صنعت نفت ۵ راه آهن ۱

گلها: نظام آزادی (۱۲) شهید ناصرشاملی (۴۱-۶۲-۷۵) و بزمه (۸۸) برای نفت آبادان

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آبان 1393ساعت 8:1  توسط محمد | 

یکی دو ساعت فقط گیج این شعر حضرت حافظ بودم: دور فلکی یکسره بر منهج عدل است. البته با یک کلمه تغییر: دور فلکی یکسره بر منهج "ظلم" است.
صدای قشنگ حسین فخری هم خوش می‌نشیند: فریااااد، این همه بیدااااد، این همه بیداد.

یک: فیتو اصلاً تکنیکی است که مانند فن "اشکل گربه" اصالت کره‌ای دارد!

دو: هکتور میلیان کوبایی قهرمان المپیک بارسلون با همین فن "تازه خشونت‌آمیزترین شکل فیتو" تعدادی از رقبا را بیهوش کرد. سرپایی از بالا می‌زد و حریف را پشت سر فرود می‌آورد. در جام تختی با داوران ایرانی به خدابیامرز جابر عباس‌زاده هم زد. جابر حتی مصدوم شد اما خطا نبود.
میگوئل کوئینتانا از کوبا قهرمان المپیک آتن با همین تکنیک "تازه با فرو کردن شست و پنجه در حلقوم و فشردن گلوی حریف" 11 سال در سطح اول جهان ماند. در سالن سیدرسول حسینی شهرستان ساری، مراد محمدی را تا آستانه بیهوشی برد اما داور خطا نگرفت چون خطا نبود.

سه- سعید عبدولی دقیقاً چی زد: الصاق دست چپ حریف به سر و گردنش.
این حتی در نونهالان هم خطا نیست. امیل شاگرد 9 ساله خودم فقط با همین فن قهرمان خردسالان اسکاندیناوی شده.

چهار- فنون پرتابی در کشتی فرنگی 4 امتیاز دارد اما متعاقب فن، حریف باید در کنترل باشد. فنون پرتابی با دامنه زیاد و چرخش کامل نیز 5 پوئنه است.
خب، سعید چهار مرتبه فیتو را با "دامنه زیاد و چرخش کامل" زد، حریف در کنترل که چه عرض کنم، در بند بود! می‌شود 20 پوئن. اگر چهار امتیازی حساب کنیم 16 تا. در اصطلاح تشکی اگر چهارمی را صدقه بدهیم هم می‌شود 12 تا!
اصلاً اگر هنگام ضربه فنی، دست جونگ جی هیون درآمده و ضربه فنی را مردود کرده، همان اختلاف هشت امتیازی کافی است برای اعلام ضربه فنی!


حکایتی از قابوس‌ نامه را همگی در مدرسه خوانده‌ایم: ای خواجه من ترا گفتم که آب بر شیر مزن و خیانت مکن، اکنون آن آب‌ها جمله گرد شد.

.

می گریم با گریه و آه تو می نالم به آه جان فزا تو

می بینم این دسیسه خبیثان را می گریم به راه نا تمام تو

آبی لباست چه زیباست پهلوان که رستم را می خوانم به نام تو

گریه چرا مرد؟ سرت را بالا کن شرمنده باشد آن دشمنان تو

نشان مردی را به بزدلان دهند ندارند خبر از بازوان تو

ای مرد ای سعید ای عبد ولی بخند که امروز است جهان به کام تو

 

قصه قصه ناجوانمردیست قصه کینه ها و دشمنیهاست درغربت برای چندمین بار سر ورزشکارایرانی را میبرند وما در خانه خود درجاییکه بدان عشق میورزیم جاییکه روزانه چندین بار سراغ آنرا با همه بی مهریها میگیریم.

سعیدجان روزی دست تورا از مدال المپیک وروز دیگر دستت را از طلای آسیایی کوتاه کردند وچه زیبا گفتی که داوران ایرانی از ترس تنزل درجه از جایشان برای دفاع از تو که حق بودی تکان نخوردند اما من چی ؟ من که نه طالب طلا بودم نه درپی تصاحب کرسی ومیزو این آت واشغالها ؟ فقط برای عشقم برای شهرم برای دوستانم قلم میزدم چی ؟

سعیدجان کینه داوران با تو را با هیچ چیز قابل مقایسه نیست ولی کینه یک تازه بدوران رسیده که بهترین وبالاترین مدرکش از دانشگاه چل قوز آباد ودررشته نساجی دستمال بوده آنهم در حدفوق دیپلم را چه کنم .

عبدولی تو قهرمان یک ملتی همانطور که خوزستان تا ابد قهرمان ایران خواهد ماندو آن ابلهانی که تورا گریان کردند روسیاه تاریخ نام خواهند گرفت همانطوری که آن آقا که نام مرا از مطلب قهرمان حذف کرده ،کینه جویی وحسادت خودرا که نشانه شخصیتش است را نشان داد.

سعیدجان مدال برنزت از هرچی طلا برای ما با ارزشترست مدال برنزت طلایی ترین مدال شجاعت و جسارت است همانگونه که قلم ما برتن کوفیان بی وجود سخت تر فروخواهدشد. ودرآخر وجود بی وجودشان مستدام ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مهر 1393ساعت 0:2  توسط محمد | 

مردنکونام نمیرید هرگز

بزرگ بودن ونیک نام ماندن کاریست بسی دشوار ،مرارت ها بایددید و تلاش ها باید کرد تا نامت جاودان بماند.

تسخیر دل وجان مردم ثمره صداقتهاست ،نتیجه اصالتها ست. گفتن ونوشتن از بزرگی که دیگر درمیان مانیست از دشواریهای روزگارست .

ورزش کازرون خادمی را دردل خودپروارنده بود که گذر عمر توان زودن خوبیهایش را کم رمق کرده وغبارفراموشی را عاجز از نزدیکی به خوبیهایش ...

شهر همیشه محروم از حداقل امکانات کازرون وقتی دراواخر دهه 20 شاهد علاقمندی جوانانش به ورزش شد،نیاز مبرمی به داشتن یک مدیر مدبر و دلسوز را بیشتراز هر امکانات دیگری احساس کرد و آنزمان بودکه مردی از تبار سادات خوشنام واصیل از دل میدان مبارزه با جهل وناآگاهی وارد میدان شد تا پرچمدار ورزش کازرون باشد.

سید حسن سلامی معلم عاشق علم وتربیت سکاندار ورزش کازرون شد تا درکنار تعلیم ،تربیت جسم وروح را برای جوانان شهرش به ارمغان بیاورد.دردهه 30 با همت وتلاش این بزرگمرد ورزش مدارس رونق بیشتری گرفت تا جاییکه ورزش کازرون  دردومیدانی و والیبال صاحب جایگاه کشوری وعنوان دار شد.نداشتن استادیوم ورزشی بزرگترین دغدغه وی بود وبعداز سالها تلاش توانست از اداره اوقاف زمینی مناسب تهیه ودر سال 1344 آنرا افتتاح کند.

سیدحسن سلامی مدیری با توان بالا ،روابط عمومی قوی،متعصب به ورزش وورزشکارکازرونی با کمترین بودجه ممکن توانست یکی از کاملترین مجموعه های ورزشی را در استان فارس برای شهر کازرون فراهم کند تا در پنچاه سال گذشته علاوه بر ورزش بتواند جور سایر مراسمهای ملی –مذهبی را بردوش بکشد.

در سال 1350 سازمان تربیت بدنی مستقل شد ومرحوم سلامی مامور به خدمت از آموزش وپرورش به سازمان تربیت بدنی شد تا همچنان سایه خودرا برسرورزش کازرون بگستراند.

ورزش کازرون در طی دهه های 30و 40و50 از قطبهای اصلی ورزش فارس بود ودر این سالها ورزشکاران بزرگی پرورش یافتندکه هرکدام خود را بنوعی مدیون دلسوزیهای وحمایتهای بی دریغ پدر ورزش کازرون میدانستند.

حس مسئولیت پذیری مرحوم سلامی بحدی بود که همسرشان سرکار خانم شاکری ازدبیران ومربیان نامدار ورزش کازرون اینچنین نقل میکنند که : وقتی در سال 1340 با مرحوم سلامی ازدواج کردم صبح روز بعداز مراسم عروسی ودرست در زمانیکه طبق رسم ورسومات رایج باید ایشان درکنار خانواده ومهمانان باشند ،چمدان خودرا بسته وراهی اردوی ورزشکاران کازرون در بوشهر شد وهرچی که اصرار کردیم که بماند مرحوم سلامی میگفتندکه ورزشکارانم در شهر غریب تنها هستند وباید درکنارشان باشم.

مرحوم سلامی تا سال 1359 در سمت خود ماند ووقتی در برابر بی عدالتهای اداره کل تربیت بدنی در حق ورزش کازرون برای دفاع از ورزش وورزشکاران کازرونی قداعلم کرد اورا مجبور به استعفاء وسپس بازنشستگی کردند.

مرحوم سیدحسن سلامی مدیری توانمند، مردمی ،بی ریا وبا صداقت بود که بیش از سه دهه با کمبودها ،ندارها ساخت وورزش کازرون را با مدیریت اصولی به قطب ورزش فارس رساند.شیوه مدیریت آن مرحوم میتوانست سرلوحه والگوی مناسبی برای جانشینانش باشد که متاسفانه این امر محقق نشد.

مرحوم سلامی بعداز بازنشستگی علیرغم میل باطنی راهی شیراز شد وبعنوان نماینده تام الاختیار دکتر .... در بیمارستان تخصیص کوثر شد ومنشا خدمات فراوانی در آنجا شد.

مرحوم سیدحسن سلامی در هشتم مهرماه 1382 بعداز سالها خدمت به مردم دعوت حق را لبیک گفت ودارفانی را وداع گفت .

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مهر 1393ساعت 21:13  توسط محمد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
سایه سار(افشین دشمن زیاری)
کازرون شناسی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1393
آبان 1393
مهر 1393
شهریور 1393
مرداد 1393
تیر 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آرشيو
برچسب‌ها
فوتبال کازرون (6)
عکس هفته (4)
کشتی (3)
احمد رزمی (3)
تاج کازرون (3)
تیم نیرو (2)
هندبال کازرون (2)
برق شیراز (2)
ورزش کازرون (2)
خداکرم دژکام (2)
منتخب کازرون (2)
صنعت نفت ابادان (2)
عباس شاکری (2)
محمدرضا پولادی (2)
ماشااله دژکام (1)
جعفرعبادی (1)
پاس کازرون (1)
محمود سرشناس (1)
قاسم ریحانی (1)
اسطوره فوتبال کازرون (1)
پیوندها
آفتاب کازرون ( دکتر دشمن زیاری)
گرنک ( امین سیاح پور)
پستچی ( ابراهیم جوکار)
جغرافیای طبیعی کازرون( محمود رضا پولادی)
قهرمان ( بهادر ریاضی)
کازرون شناسی(استاد فروتن)
گلبن(استاد مهدی تقی نژاد)
بهار
دکتر علی شریعتی
کازرون نما
سایت بابونه
ثمره(دکتر شاپور ابراهیمی)
عاشقان برق شیراز
اسقلال عشقه
نگاه برتر نگاه ویژه(خبری -تحلیلی ورزش کازرون وایران)
روزنامه طلوع کازرون
کمال ادب
دیار سلمان (اردلان ابراهیمی)
هیت فوتبال کازرون
it-salman
صدای آبی آشنا(اصغر سرشناس)
شکروک-حسین رضوی
استاد ساسان پایه دار
ورزش -3
sst-تاج بزرگ آسیا
خبرهای ورزشی ایران - گل
عصرکازرون
شهرسبز-تحلیلی خبری
بارسلونا و مسی (معرفی ستارگان بارسلون)
اخبار ورزش
کازرون خبر
بزرگان فرهنگ کازرون
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM